السيد محمد حسين الطهراني

152

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

يا رسول الله ! الحمد لله الّذى أظهر الدّين [ الّذى ] اختاره لنفسه لتمسّنى رحمتك يا محمّد ؛ إنّى امرأة مؤمنة بالله مصدّقة ! ( اى رسول خدا ! سپاس مختصّ خداوند است ، آنكه دينى را كه براى خودش اختيار نمود ؛ ظاهر كرد : براى آنكه رحمت تو اى محمّد به من برسد ! من زنى هستم كه به خدا إيمان آورده‌ام ؛ و تصديق وى را نموده‌ام ) . در اين حال نقاب را از چهرهء خود كنار زد و گفت : من هند دختر عتبة . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : مرحبا بك ( آفرين بر تو ؛ خوش آمدى ! ) هند گفت : سوگند به خدا اى رسول خدا من در حالى بودم كه : دوست داشتم در روى زمين ، افرادى ذليل‌تر و خوارتر از أهل خيمهء تو ، و أهل تو نباشند ؛ و اينك حالم اين‌طور است كه دوست دارم : در روى زمين افرادى عزيزتر و گرامىتر از أهل اين خيمه و اين أهل بيت نباشند . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : و بر اين ، همچنين زيادتر ! ( يعنى براى اسلام و ايمان اين مقدار كفايت نمىكند ؛ و بايد بيش از اين ، اعتراف نمائى ! سپس رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم براى آنها قرائت قرآن نمود ؛ و آنها بيعت كردند ؛ ( و بر أساس آن شرائط ، اسلامشان را پذيرفت . ) از ميان آنها هند گفت : اى رسول خدا ما براى بيعت نماسحك ؟ ( بايد دست به تو دهيم ؟ ) حضرت فرمود : إنّى لا اصافح النّساء ! إنّ قولى لمائة امرأة مثل قولى لامرأة واحدة ! ( من با زنان مصافحه نمىكنم ، و دست نمىدهم : گفتار من با صد زن مثل گفتار من با يك زن است ( يعنى با زن‌ها ) در بيعت نياز به لمس و مسّ دست آنها نيست ، و مصافحه لازم نيست ؛ همين گفتار با همهء آنها براى پذيرش بيعتشان